نگاشته شده توسط: abgirsafee | مارس 30, 2011

گناه معطر

در معبر سرگردانی جهان ها

وبه سرانجامی دیر هنگام

بر این خاک سرد غلتیدیم،

اندیشناک جان مجروح خویش

در کشاکش کشتن آن وسوسه مقدس

عاشقانه های «پیامبران بی تکفیر» را از بر کردیم،

وآنک خسته از  تجسم آن بهشت موعود

با یک سبد گناه معطر

با نجوایی چنین در خود شکستیم:

«فانی‌ام آفریده‌ای
پس هرگزت دوستی نخواهد بود که پیمان به آخر برد.

بر خود مبال که اشرفِ آفرینگانِ تواَم من:
با من
خدایی را
شکوهی مقدّر نیست.»»

10-01-90

-بخشی از شعر آشتی ا.بامداد


پاسخ

  1. معرکه بود. فوق العاده زیبا. ممنون از اینکه نوشتیش محمدجان.

  2. ممنون محمد عزیز
    لذت بردم.

  3. وقتی در آسمان دروغ وزیدن می گیرد … دیگر چگونه می شود به سوره های رسولان سرشکسته پناه آورد؟


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌واره‌ی وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دسته‌ها

  • بدون دسته
دنبال‌کردن

هر نوشته‌ی تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.