نگاشته شده توسط: abgirsafee | ژانویه 23, 2011

تب سرد

ذهن خط خطی من
پر است از جمله های نا تمام…
و شبانه های من چه تند ورق می خورند!
نام ات را لابه لای این سطر های پی پایان
از نو بنویس..
.
.
زیر این تب سرد
شاید با دستهای تو باور کنم
انتهای این خواب پریشان را…
3-11-89


پاسخ

  1. خیلی خوب بود ، بالاخره باور میکنی ، یعنی باید بکنی ، بعضی وقتا آدم چاره ای نداره ، پس بهتره بپذیره ، بعضی وقتا نجنگیدن بهتریتن راه ِ .

  2. بی حوصلگی حاصلش تند تند ورق زدن شبانه هاست. از نو نوشتن نام باور پریشان خاطری نیست. دستهایش را که باور کنی تب سرد تمام می شود. اگر که باور کنیش.

  3. اين زخم را اگر دست كاري نكني….خوب مي شود…

  4. باور کن
    به انتها رسیده این شب پریشان.


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌واره‌ی وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دسته‌ها

  • بدون دسته
دنبال‌کردن

هر نوشته‌ی تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.