آوار آسمان بر سینه ات
و دمی ناامید از بازدم..
زخمی که مکرر است
دستی که می جوید
دلی ناسازگار و صبری بی تاب
…
تاب بیاور ای بازمانده روشنی
تاب بیاور
طاقت ناممکن را تو ممکن باش..
89/07/17
آوار آسمان بر سینه ات
و دمی ناامید از بازدم..
زخمی که مکرر است
دستی که می جوید
دلی ناسازگار و صبری بی تاب
…
تاب بیاور ای بازمانده روشنی
تاب بیاور
طاقت ناممکن را تو ممکن باش..
89/07/17
نوشته شده در دستهبندی نشده
تنها بازمانده بودن چه سخت می شود…
توسط: حدیث در اکتبر 16, 2010
در 10:51 ق.ظ.
صبر…صبر..صبر..
سبز شديم برادر!
توسط: پريا در اکتبر 17, 2010
در 9:22 ق.ظ.